...dust of time...

نوارمغزی های یک ذهن خسته

...dust of time...

نوارمغزی های یک ذهن خسته

...dust    of     time...

به افتخار غبار زمان ...
که روی همه چیز می نشیند
همه چیز ...
بزرگ و کوچک!!

+دیالوگ فیلم.یاکوب

خاطره شد

يكشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۱۶ ق.ظ

چرا دروغ بگیم... الانم که الانه وقتی بهت فکر کنیم ته ته دلمون می سوزه می سوزه آی می سوزه...


+ خیلی گم و گورم 

بین برداشت های مختلف

طبق معمول


+ ولی خب زندگی اون قدری هم جدی نیست.نه؟ 


+ تو قدم می زدی هر جای شهر

من زمین اون خیابون می شدم...


+ خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد...


+ ذوقالودگی امروز این بود که پ رفت سفر و کارهاشم جور شد و انشالله تمام

وقتی پ نباشه دیگه پ نیست که صبح به صبح اون درو باز کنه ... و بهمون سر بزنه هی و حواسش به همه چی باشه 

نبودن پ یعنی نبودن پ

یعنی کسی نیست که دیسیپلین منو بشکنه و بخندونتم... که من تو دلم بگم ای بچه پررو🙄 

یعنی کسی نیست که دلش بخواد حرفاشو به من بزنه

یعنی کسی نیست که هر موقع چیزی بشه ، خونسرد بگه درستش می کنم

یعنی کسی نیست که یهو تیکه های فلسفی بیاد و متعجبم کنه

یعنیییی... 

نبودن پ یعنی نبودن پ با اون ستاره سفید توی چشماش و اون دست های زحمت کش و اون قلب مهربونش

امیدوارم زندگیشو خوشگل بسازه از این به بعد

۹۶/۰۴/۲۵ موافقین ۰ مخالفین ۰
شیرین ***

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی