...dust of time...

نوارمغزی های یک ذهن خسته

...dust of time...

نوارمغزی های یک ذهن خسته

...dust    of     time...

به افتخار غبار زمان ...
که روی همه چیز می نشیند
همه چیز ...
بزرگ و کوچک!!

+دیالوگ فیلم.یاکوب

 فروغ واقعا زنی تنها بود 

عاشق بود ولی تنها بود 

فروغ کشته نشد

فروغ تنها بود 

عاشق بودن با تنها بودن یا نبودن فرق داره 

اینکه کسی نباشه دستشو بزاره روی قلبت ، 

اینکه کسی نباشه همراهت روی زمین راه بره ، 

اینکه کسی واقعا وجودت رو قدر ندونه ، 

این ها تنهاییه 

زیبا همیشه تنهاست 

فروغ همیشه تنها بود 

ساده ست گفتن دست هایت چه زیباست 

وقتی هم پایی نباشه ، قدر و ارزش نباشه ، تنهاییه 

وگرنه عاشقی که معنیش تنها نبودن نیست 

حتی اگر دست هاتو برای سبزی توی باغچه کاشته باشی

باز هم همون خونه ای 

باز هم همون تنهایی 


+ حتی اگر امروز هم دوباره زنده بشی عزیزم ‌... باز هم تنهایی

و همه هایی که می بینی هوادارتن محو میشن


+ چرا امشب اینجا بهش فکر می کنم؟ 

کلا خیلی بهش فکر می کنم 


× کتاب زنی تنها ‌. نویسنده خارجی دارد ‌. اسم نویسنده یادم نیست اما کتاب خوبیه درباره زندگی فروغ

شیرین ***
۰۹ آبان ۹۶ ، ۰۰:۴۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

حالا درسته که بوی سرویس بهداشتی دخیخا زیر دماغمه و چشمام داره از کاسه ش درمیاد و ملت هم صدای آواز خروپفشون به گوش میرسه و خیلی همبستگی داریم و ...

اما وای فای و سرعتشو عشقه ...به به😄😅 خدا خیرشون بده . این مدت هرجا رفتیم به ناز و نوز و شرایطی برامون گذاشتن واسه وای فای

شیرین ***
۰۸ آبان ۹۶ ، ۰۱:۰۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست

تاب آن زلف پریشان تو بی چیزی نیست ...


× تکه های ناگهانی ... امشب🙃


+ امشب اینجا کاظمین ... به رویایی ترین حرم جهان خوش آمدیم؟ آرامش محض و مورد علاقه و محل آرامش مردم همینجایی

آدمای شادتر و مهربان تر 

بالاترین امتیاز از نظر ما برای معماری مناسب و به جا و زیبا


با وجود اینکه از دیشب یه آلودگی همه جایی و شدید این کشور را فراگرفته اما خب صفای اونجا باز هم ملموس بود

و ما امروز به شدت توی راه بودیم و چیزایی دیدیم که فکرشو نمی کردیم. به سامرا هم سر زدیم ‌که...! قصه ش طولانی تره


+ بی چیزی نیست...


شیرین ***
۰۸ آبان ۹۶ ، ۰۰:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر 

آری شود ولیک به خون جگر شود ...


+ یک قدم مانده به آن مهربان ترین😌

 

شیرین ***
۰۸ آبان ۹۶ ، ۰۰:۴۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

کربلا شهر قشنگی نیست ‌. پر از دود و صداهای بلنده. اما نجف شهر قشنگ تریه. آدمای مهربون تری داره. میشه حتی عاشق این پیرمرداییشون شد که لباس های محلی قدیمی می پوشن و کلاه میزارن. از بهشتش که نگم بهتره. باید بود و دید‌ . پر از آرامشه و یه حس خاص نگفتنی. مثل شهر ما هیچ خادمی هم راه به راه نیست که تحت نظر باشی. هرکسی دلش بخواد حتی می تونه بخوابه. خیلی خوبه. حاج آقاهاش دل نشینن. نمازها رو با صدای خیلی قشنگی می خونن. آدم سیر نمیشه از اونجا بودن. البته تا این لحظه هنوز نتونستم برم به بهشت کربلا سر بزنم. چون در بستر بیماری فتاده بودم😣 دیشب بعد کلیییی پیاده روی رسیدیم درمونگاه هلال احمر خودمون. به لطف خانم دکتر اونجا و آمپول و خدای عزیزم الان بهترم واقعا. کاش یکی دست و پای منو به یکی از ستون های حرم نجف می بست و همونجا می موندم کلا.  اونجا بالاخره تونستم اونجوری که دلم میخواد درددل کنم با یه نفر‌. از نگفته هایی بگم که به کسی نمیشد گفت. از عمق تنهایی ها و افتادگی ها و چاله ها و اشتباهات و تلخی های این مدت. و شنیده شدم. کسی می شنید این خیلی مهم بود. شبیه این خاطرات پر احساسو چندسال پیش توی مدینه تجربه کردم. شهری که وقتی قراره ازش بری یه بغض شدید گلوتو میگیره که اصلا نمی دونی برای چی‌. امیدوارم فردا بتونم به بهشت کربلا هم برم. اونجا هم حتما حس متفاوت فوق العاده ای داره. گرچه این شهر الان پر از آلودگی و سروصداس

شیرین ***
۰۵ آبان ۹۶ ، ۲۳:۴۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

یه مدت افتاده بود روی زبون همه که چرا ما ایرانیا این مدلی ایم!؟ چرا همیشه عقب افتادیم از مسائل اجتماعی!؟ همیشه وقتی یه مساله قدیمی میشه ما تازه بهش می پردازیم بعد تا راهکار بدیم و اجرا شه کلا اون بحران منقضی شده و شده یه چیز فاجعه تر


حالا... یه مدته همه گیر دادن به ازدواج سفید :/ 


فکر هم می کنن خیلی باحالن و دارن به به روز ترین مساله اجتماعی رسیدگی می کنن و براش راه حل میابن:/


درحالی که جز لغلغه زبانی نیست ...


کلمه ش خوشگله می دونم... موفق باشید!!!!!!!!!!!!! :/




+ تا وقتی جز تقبیح کردن یا رد و تایید ، چیزی توی ذهنتون نیست ، نمی فهمید این مساله واقعا اون مساله ای نیست که باید این شکلی بهش بپردازید

آدم ها رو دریابید


× بعدا نوشت : روی صحبتم توی این پست مثلا کارشناسان و دانشمندان(؟) ایرانی بود که فکر می کنن ازدواج سفید خیلی جدیده و یه معضل و تهدید بنیان مقدس خانواده س و با هی دائم گیر دادن به این موضوع خیال می کنن خیلی باحال و به روز شدن در مسائل اجتماعی 

حالا اینکه ازدواج سفید خوبه یا نه ، برای کیا خوبه ، چه جوریه اینجا صحبتم درباره ش نبود. در هرصورت هرچی که هست از نظر من هم معضل نیست اما خب یه سریا که نمی دونن جرا دارن این کارو انجام میدن ضربه شو میخورن. مثل خیلی چیزای دیگه

شیرین ***
۳۰ مهر ۹۶ ، ۰۲:۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی ...


×👀💫💫

شیرین ***
۲۹ مهر ۹۶ ، ۰۱:۵۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

امیل ... دختر خیالی ژان ژاک روسو بود 

روسو کمی دیوانه تر از همیشه مرد ...



× .......

شیرین ***
۲۸ مهر ۹۶ ، ۱۷:۴۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
فکر کنم گام بعدی زندگیم تشکیل زندگی مستقل باشه👀 
چون وقتایی که کسی خونه نیست خیلی آرامش و کاراییم بیشتره🕶
گام سختیه ولی خب غیرممکن نیست 
فقط راز موفقیت اینه که مستقیم هدفتو مشخص نکنی و مخاطبو گیج کنی😆 مثل فوتبالیستی که میخواد پنالتی بزنه و لو نمیده به کدوم سمت دروازه میخواد توپو شوت کنه. 
دیگه شانس های انتظارم برای اسب سفید آرزوها سوخته😁 خودم دست به کار باید شم. 
اصلا هم مسخره و بی اهمیت نیست
اینا دغدغه ها و مسائل ملموس زندگی یه دختر در دوره گذار از سنت به مدرنتینه س😓

× از وقتی آتلیه استادو دیدم خیلی دلم قیری ویری میره برای داشتن یه همچون مکانی. جایی که از آدما عکس نمیگیرن توش ، بزرگه و کلی وسایل داره و پر از گل و مله😋 
خیلی باسلیقه ن این زوج واقعا. اصلنم سیاه نیست اونجا مثل همه آتلیه ها. همه جاش سفیده🤗 

× کاش کسی جایی منتظرت بود...

× ...
شیرین ***
۲۸ مهر ۹۶ ، ۱۷:۴۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر

استاد ماه میفرماد : این کتابو خوندید خانم الف؟ 

- نه استاد 

+ آخه قبلا ما هرکتابی رو اسم می بردیم ایشون می گفت خونده!


فلان سوال! و نگاه به من که بگو! و من که نمی دونم 


(توی دلم می گم استاد خیلی طول نمی کشه بفهمی این خانم الف دیگه اون خانم الف قبلی نیست)


+ سخته توی این روزها دوست داشتن من! خصوصا برای آدمایی که منو دوست ندارن به جاش آینده مو دوست دارن

حالا زندگی درس مهمی بهم داده! اینکه برای هیچ کس مهم نیستیم. کجا میریم چه غلطی می کنیم چی به سرمون میاد ، نه هیچ کس براش مهمه نه میخواد بدونه نه راهی داره ... 

گاهی وسوسه میشم برم دفتر استادماه کمی باهاش گپ بزنم حالم بهتر شه ولی خودمو منصرف می کنم.


+ دیگه هیچ صدای گرم و لطیفی با ظاهر مهربان و خوب با ادعاهای قشنگ ، گولم نمی زنه....نه؟


+ دوست داشتن باید توی همون مرحله ی اشکان دوستی متوقف می شد و جلو نمی رفت


+ توی سایت لنزک نوشته بود عکاسی خیابانی شبیه یه مراقبه س! واو ! چه قدر باهاش موافقم ...!!!!!!!!!

قدم زنون و رفته رفته ...


+ برای این دوره دانشگاه دیگه شاگرد اولی رو بوسیدم گذاشتم کنار. دوستان به جای ما! 


+ هنوز هم جواب همه سوال های زندگی صبره! ....................................................................


+ برای بار چندم عرض می کنم : مهم نیست قصه چیه ، مهم اینه که قصه رو از کجا شروع کنی!


+ پاییز خانوم ... لطفا برام دردسر درست نکن ... بزار همینجوری بگذره


+ ساعت چهار شد .... فردا اینقدر کار دارم. تازه باید از نبودن والدین هم استفاده کنم :/

شیرین ***
۲۸ مهر ۹۶ ، ۰۳:۵۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر