...dust of time...

نوارمغزی های یک ذهن خسته

...dust of time...

نوارمغزی های یک ذهن خسته

...dust    of     time...

به افتخار غبار زمان ...
که روی همه چیز می نشیند
همه چیز ...
بزرگ و کوچک!!

+دیالوگ فیلم.یاکوب

آخرین مطالب

من مطمئنم روانشناسی رو آدم های عاشق و دیوانه نوشتن! 



+ پایان کارگاهشون !


+ او بالاخره موفق شد ، دیواری که دور خود می ساخت را محکم کند و بالا ببرد 

او موفق شد و فعالانه اجازه نداد آن دو نفر به رفتارشان با او ادامه دهند انجام مجدد

شیرین ***
۲۱ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

خدا رو چه دیدی 

شاید ما هم یه روزی خوب شدیم 

.

.

🍃

شیرین ***
۱۹ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۴۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
مردم این شهر آزار دهنده ن! 

کم پیش میاد اینجا آدمایی رو پیدا کنی که حس بدی بهت القا نکنن 
.
.
آدمای غرق در تئوری ... آدمای کلمه ای ... آدمای وابسته به مکتب ها ... آدمایی که میخوان زندگی دیگرانو شاد کنن درحالی که اصلا شاد نیستن و خودشونم متوجهش نیستن
آدمایی که امروز دیدم
.
.
خداییش تا این حد از دماغ فیل افتادگی آخه!؟ 
.
.
خدا زیاد کنه آدمای زلال و روشن 
.
.
خیلی دوست دارم خوش بین باشم به جهان و فکر کنم مردم جاهای دیگه اینطور نیستن یا حداقل بهترن یا به ما بهتر میان
.
.
آدم های شفاف و از دماغ فیل نیفتاده اینجا حکم غنیمت جنگی دارن ...
شیرین ***
۱۹ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر
اصلا به من چه خوبی و 
اصلا به من چه که بدی
اصلا به من چه رفتی و 
اصلا به من چه اومدی 
اصلا به من چه یک نفر
یک دل نشد ... دو رنگ بود 
اصلا به من چه این همه چشمای تو قشنگ بود ... 

#علیرضا_عصار
🎈🎈🎈🎈🎈

× دائم گل این بستان شاداب نمی ماند
شیرین ***
۱۴ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۲۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

خانم کاف هم دانشگاهیه . قد مادرم سن داره . 

خیلی یهویی می نویسه : 


امیدوارم دوباره دلت اونقدرشادشه که مثل قدیماعکس پرفایلت ماه باشه به همون ثشنگی .



+ ...


شیرین ***
۰۶ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۲۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

مریم همیشه سوالای سختی ازم می پرسه 

بهم میگه یه کلید بهم بده ! میگم ازون کلیدای پرزیدنت؟ 


همیشه باعث میشه تا اعماق زندگیمو بکاوم و به حس ها و تجربه هام فکر کنم 

به تلخ ترین ها ... به فراموش شده ها ... به انکار شده ها ... 

به خوش ترین ها ... موفقیت ها ... رشد کردن ها ... 


منو درگیر حسی می کنه که عجیبه و ازش فرار می کنم . حس همدردی با آدم ظریفی که کنارت نشسته و اشک می ریزه و می خنده . بدون نصیحت ، خالصانه و قابل باور باید بشی


باید قلبتو بیدار کنی بهش بگی هی نگاه کن! اون داره از درون می جوشه و سر میره و داغ میشه!! ببین چی شد! می تونی بفهمیش؟ هنوزم می تونی یه آدمو بفهمی و حس کنی؟


خالص کردن احساسات قطعا از جنگ های مهم هر کسی با خودشه


و اون به طرز عجیبی منو خوب می فهمه ...


× اون سرشاره ... میخواد پرواز کنه ... بره 

میخواد از من دور بشه .. رویاهاشو محقق کنه

قشنگ ترین رفیق زندگی که با من اومدی

و هر موقع دلم گرفته بود با من خیابونا رو متر کردی 

به دردام گوش دادی و روی چمنای خیس نشستی 

به ناگفته ترین های قابل پخشم گوش دادی

پای منو به شادی های دخترونه باز کردی

باهام خندیدی و غصه خوردی 

و نادرترین اتفاق ممکن رو رقم زدی : تو تنها کسی توی زندگیم بودی که در لحظه اول می تونست از چشمام بفهمه دقیقا توی چه وضعیتی هستم ...

تو حتی به سکوت هم معتقدی

آدم هایی که به سکوت معتقد هستن قطعا باید با من به بهشت بیان 


× پس دیگه هیچ وقت ازم نپرس که آیا خوبه بری یا نری .... 

در این یک مورد اصلا گزینه مناسبی برای مشورت نیستم 

متاسفم که نمی تونم خودخواهیمو از این قضاوت تفکیک کنم ... آخه از آب های نطلبیده ی زندگیم بودی که مراد شدی!

فقط قوی بمون و خوب باش هر جا که هستی ... هر جا که میری

خاطره های خوشی که داشتیم و داریم ، تمام چالش هایی که برای داشتن این خوشی ها تجربه کردیم با هیچ مقیاس و واحدی قابل خرید و فروش نیست


+ باز نیما مسیحا مثل پارسال این روزها آهنگ منتشر کرده . باز میخواد بشه پرتکرار ترین آهنگ پلی لیست ..‌.


شیرین ***
۰۵ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۴۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

آخرین باری که فیلم ایرانی خوب دیدم ، دو سال پیش همین روزها بود : در دنیای تو ساعت چند است؟ با اون وارش(بارون شمالی) هاش ...


و امشب بعد مدت ها : رگ خواب !! 


× نمی دونم بگم تاسف باره یا نه ... شایدم فقط یه مساله طبیعیه اما یه مساله مشابه توی طبقات مختلف جامعه ، چه قدر شکل های مختلف و پیامدهای مختلفی پیدا می کنه!!!! در حالی که احساسات یکی هستن اما امکانات و شرایط و فرصت ها و نوع و شدت تهدیدها و عاقبت ها ؟؟ 

اگر بگی تاسف باره ، شبیه اینه که باید فاتحه رو خوند 


+ رگ خواب ، مرسی که با وجود مساله جدی که داشتی ، خیلی رنگی و هنری بودی و حرف اصلیتو روی مرز باریکی فدا نمی کردی 


+ آخرش می گفت : دیگه نمیخوام قرص بخورم ، نمیخوام بخوابم . میخوام بیدار باشم و تلخ ترین حقیقت ها رو هم ببینم (حدود) 


× بعد از یه امتحان سخخت چسبید😊 از دیروز تا حالا دستم داشت در می رفت اینقدر خلاصه نویسی کردم 


× ای کسانی که ایمان آوردید ، زکات هاتونو بدهید (زکات داشته هاتون) و پیاده شید . بسه دیگه چه قد میخوابید . جیب هاتونم نگردید فایده نداره . 

اون وقت دنیا جای بهتری میشه 

و باران ها می بارند از کهکشان ها ... بر قلب و جان ها 


+ و هرکسی هم مساله خاص خودشو داره با وجود شباهت ها 

با فیلم های خوب آدم جوگیر نمیشه و خراب کاری نمی کنه توی زندگیش

به فکر فرو میره تا پیام اصلی رو بگیره


+ جالب که ویژگی مشترک دو تا فیلم ، لیلا حاتمی بود😁 و دو تا شخصیت متضاد که بازی کرده بود ‌‌.


× تیتر : اون آهنگه که اشکان میخوند . ییهویی یادم اوفتاد 


شیرین ***
۲۹ دی ۹۶ ، ۰۰:۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

از این هیاهو سفر نکردم ... 

.

.

‌.

🎶🎶🎵


× 

شیرین ***
۲۸ دی ۹۶ ، ۰۰:۲۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

میون این همه مردن ها ...

کاش هر کی زنده س قدر زنده بودنشو بدونه 



+ عمر شیرین بر نمی گردد 

+ بیدار بودن توی این جهان سخت ترین کار دنیاست 

× هنوز هستیم که هستیم . ما مسافریم همیشه ، مثل نوری که میاد و رد میشه از دل شیشه

شیرین ***
۲۵ دی ۹۶ ، ۱۸:۵۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

خب استاد وقتی سوال این مدلی میدی که آدم بره تو فکر زندگیش و فیلسوف بازیاش ، خب معلومه آدم یادش میره پشت برگه رو نگاه کنه ببینه سوالی هست بازم یا نه 😂😂😂😁 


با تشکر از عوامل دانشگاه و دوستان که باعث شدن من دوباره به جلسه امتحان برگردم و قهرمانانه سه چهار نمره رو نجات بدم 😐😁


سوال این بود : شما تا حالا رفتاری از خودتونو تغییر دادین توی زندگی؟ بر اساس چه مکتبی بوده؟ 


+ مامان میگه بچه بودی هم همش چند تا سوالو توی امتحانا نمی دیدی بعد نمره هات کم می شد . 

می بینه که هنوزم عوض نشدم 🎃😁

شیرین ***
۲۳ دی ۹۶ ، ۲۱:۴۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر