...Dust of time...

نوارمغزی های یک ذهن خسته

هنگامی که گل موعود شکوفه می دهد

چگونه نیمه شب خیلی ژاپنی طور به پنهای صورت اشک بریزیم؟ 

کارتون ماکیا : هنگامی که گل موعود شکوفه می دهد ببینیم

 

× آدم های مهجور ، مامان ، عشق ، تنهایی و جاودانگی

بگو چه کنم که در آسمان ستاره ندارم

این که از روی تنهایی دلت برای کسی تنگ بشه خیلی فرق داره تا از روی علاقه و دوست داشتن

می دونیم؟ 

فرق ها رو بدونیم

 

× چه کنیم ؟ آنقدر تنهاییم که آدم ها از ذهنمان پاک نمی شوند!

 

× عنوان و حجت اشرف زاده و پاییز و ... از نو!

از اینکه چه قدر زود رنجیم

چرا ما ایرانی ها اینقدر باید در کنش های متقابل روزمره مون حواس جمع و با ملایمت باشیم ؟ ! 

یه نقد سالم بدون توهین و از روی تجربه بخوای از کسی داشته باشی اون هم به درخواست خودش درباره کارش، باید خودتو بکوبی به هزار طرف که ناراحت نشه

از وقتی دارم سعی می کنم مهرطلبیمو بزارم کنار و از عواقب رفتار و خودم بودن نترسم، چه قدر همه چیز سخت شده :/ 

ناراحتی داره؟

نمی دونم چرا جدیدا هر کی بهم پیام می ده ناراحت می شه !

امشب برای دومین بار یه مکالمه نصفه رها شد و آخرین پیام از طرف من بود. امشب آقای عین و اون شب راضیه

(اصلاحیه : نه بابا مگه میشه آقای عین ناراحت بشه از من!! یکی از آرزوهامه ازم ناراحت شه:)) 

 

+ تو که مثل گل می مونی و اگه مهرمو ازت بردارم حالت خراب میشه چرا با من چون می کنی؟ چرا؟ نباش مثل بقیه 

ولی من بازم بهت فرصت می دم. زیادی ریشه کردی توی خاک

(برای گل مریم)

 

+ امسال یه حس متفاوتی داشتم به اعلام نتیجه کنکور کارشناسی. هم به خاطر مریم هم به خاطر تصور دخترایی که قراره بیان دانشگاه و باهاشون دوست بشم!! 

احتمالا کار جدید دوست داشتنی در راه است

آیه های زمینی

این تکه نوشته روی کاغذ نوشته شده بود، دیروز : 

در یک بعدازظهر تابستان وقتی از کنار پنجره ی اتاقم رد می شدم، فکر می کنم تو را دیدم که از کوچه ی رو به رویی می آمدی. همینطور خیره ماندم تا رد شدی و تا آخرین لحظه با چشمانم دنبالت کردم.

در تمام این سال ها نبودی ولی گاه و بی گاه از جایی کنار من رد می شدی. گاهی خودت بودی و گاهی آدم های به تو شبیه. 

تو دست هایم را روی کاغذ می غلتانی، تو مرا به گریه می اندازی، تو مرا به اعماق جانم می بری، تو مرا به روزهای پرشکوه و کوتاه سال های قبل دعوت می کنی. 

برای همین است که همیشه از کنار من و رویاها و افکارم رد می شوی و من با چشم های خیره دنبالت می کنم و هوا را بو می کشم. می دانی شبیه چیست؟ انگار خدا یکی از آیه های مورد علاقه ام را داده باشد دست تو!

زندگی گاهی هم عجیب و جادویی است. من ایمان دارم چیزهایی که برای ما باشند هرگز گم نمی شوند. مثل تو که همیشه از این اطراف رد می شوی و حال سرد و ساکن مرا گرم و دگرگون می کنی. 

 

× ای نسیم بی قرار روزهای عاشقی

هرکجا زلفی پریشان شد گمان کردم تویی

 

× عنوان اسم مجموعه شعری از فروغ است

 

× حال و هوای دم دمای پاییز❤

به هرحال

مشکل اینجاست که آدم دور و بریاشو توی روزای سختش می سنجه
باحال ترش اونجاست که میگه تو حالت بده
حال بد یعنی چی؟
حال بد برای بچگیه! روزای سخت و روزای دل خوش کننده داریم
توی روزای سخت هم میشه خوب بود میشه خندید میشه حال کرد
مشکل اینجاست که آدم دور و بریاشو توی روزای سختش می سنجه
مشکل اونجاست که کی پاس میشه کی میفته

+ کاش قبول کنیم به بعضیا سخت تر از بقیه میشه کمک کرد. اصلا کمک نکنیم به اون بعضیا. شاید اونا به یه حضور ساده دلگرم باشن چرا غم می افزاییم برای هم

 

+ از نوشتن این حرفا لذت نمی برم ولی خب خالی میشم خوبه

ساده ترین شکل

عجیب است که نمی توان با ساده ترین شکل ممکن با انسان ها سخن گفت.

 

× چرا بعضی آهنگ قدیمی ها اینقدر خوبن : 

تا زدم یک جرعه می از چشم مستت 

تا گرفتم جام مدهوشی ز دستت

شد زمین مست 

آسمان مست 

بلبلان نغمه خوان مست

باغ مست و باغبان مست

طاقت بیار رفیق

به عطیه میگم کاش اینقدر یهویی صفحه رو نمیاوردم پایین. اون موقع که قلبم محکم و تند می زد دوست داشتم. 

فکر نمی کردم نتیجه کنکورو روی کوه و کنار عطیه و نورا ببینم :) :*

بله و در کمال تعجب رفتنی نشدم و موندنی شدم

حالا باید با چیزایی رو به رو بشم که زن عمل میخواد و مسیر سخت تریه! 

طاقت میارم ... 

 

در ستایش عشق

برخلاف چیزی که به نظر می رسه، عاشقی کردن یعنی دوست داشتن تمام و کمال کسی که ۱۰۰ درصد شرایط دلخواه لیست رویاهات رو نداره! شاید ۶۰ یا ۵۰ درصدشو داشته باشه یا هر درصد دیگه ای!

هیچ کس قبل از عاشق شدن انتخاب نمی کنه. هر کی عاشق میشه اصلا یادش میره لیست رویایی شرایط و ویژگی های دلخواهش چی بوده! یادش میره چی می خواست و چی فکر می کرد. اصلا قشنگی عشق به همین جا به جا کردن مرزهای فکره! یا به قول دکتر شیری تغییر دادن مختصات!

اما اونایی که عاشق نیستن فکر می کنن عاشق ها واسه این عاشقن که شخص تماما ایده آلشونو پیدا کردن. 

اصلا قشنگی عاشقی کردن به همین دیدن زیبایی ها و خوبی ها توی نقص هاست، عاشقی کردن دوست داشتن کسی با تمام حفره هاشه! یعنی من تاییدت می کنم و قبولت دارم و برای تایید و قبول کردنت می تونم هزارتا توجیح و دلیل هم برای خودم بتراشم

واسه همینه که هرکسی با دلایل منطقی میخواد یه عاشق رو از مسیرش منصرف کنه، موفق نمیشه!!

درسته که این روزها عاشق نیستم ولی در زندگانیم خیلی عاشقی کردم و همین به قلبم عمق داد. غم ها و رنج های عشق قلبو عمیق می کنن. شبیه کندن زمین و رسیدن به آب! 

درسته که قصه های من پایانشون شاد و شیرین نبوده ولی هیچ موقع از عاشقی کردن هام پشیمون نمیشم. می دونین این یه حال شخصیه با عشق نه لزوما با اشخاص یا حتی اشیا!! 

همون ماجرای "ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ، ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما" 

خواستم بگم هیچ وقت از خودتون پشیمون نشید اما من مشکلم همیشه این بود که دکمه استاپی برای عاشقی کردن نداشتم. شاید خاصیتش بود ولی دکمه استاپ یه وقتایی لازمه. جنبه محافظتی داره. یه جایی باید عشقو به خودت برگردونی و از خودت مراقبت کنی. عشق اگر جای درست صرفش نکنی فقط تلخی هاتو بیشتر می کنه.

می دونم آدم های عاشق خاصیتشون جرات و دل به دریا زدن و ناامید نشدنه اما شاید بشه بالاخره یاد گرفت و بیشتر مراقب بود! اینکه حواست باشه داره برات چه اتفاقی میفته و خودتو سپردی دست چه جریانی! رودخونه داره کجا میره؟ بالاخره باید زنده موند و زندگی کرد اونم با کیفیت خوب. کسی نمی دونه چی میشه. یه وقتایی هر کاری هم می کنی باز نمیشه. یا یه چیزایی اشتباهه در تو که فعلا متوجهشون نیستی یا اسباب و وسائل جهان و کائنات همراهی نمی کنن یا ... ! هر چیزی ممکنه

با همه نشدن ها و تلخی ها اما هیچ وقت از عشق ناامید نشو! عشق از بین رفتنی نیست چون یه شخصیت مجزا داره برای خودش و تو توی زندگیت هیچ وقت موفق به ملاقات حضرت عشق نمی شدی مگر با حضور الهام بخش معشوق!! عشق همیشه در انواع و چهره های دیگه خودشو بهت نشون می ده فقط کافیه قلبتو گشوده نگه داری و از عشق ناامید نشی و انکارش نکنی!

 

" و در پایان 

عشق پیروز است ... "

 

 

× فکر می کنم این نوشته ها یه روزهای دور یا نزدیک به درد آدم هایی می خوره که بهشون برخورد می کنم و ممکنه به همچین جمله هایی احتیاج داشته باشن. 

خودم که احتیاج داشتم!

ممکنه من اون روز توی مود و حال اونا نباشم یا نتونم منظورمو بهشون بگم. نوشته ها قوی ترن گاهی

چشمم روشن

گفت : هیچ وقت نمی تونم ولت کنم چون پیش تو خود واقعیم هستم

گفت : مسیر پر پیچ و خمی هست ولی جذابه

 

منظورمو فهمید و می خواست که برگرده و باشه مثل قبل

 

خوشحالم برمی گردی ستاره

 

نبودی زندگی زیادی بی رنگ و رو بود

زیادی جدی و زیادی سخت

 

خودش فکر می کرد من تصورم بهش عوض شده و از نظر من یه دختر بیهوده و سطحیه

بهش گفتم نظرم درباره ش عوض نشده گرچه واقعا تغییراتی کرده

به افتخار غبار زمان ...
که روی همه چیز می نشیند
همه چیز ...
بزرگ و کوچک!!

+دیالوگ فیلم.یاکوب
آرشیو مطالب
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan