- تاریخ : دوشنبه ۲۴ تیر ۹۸
- ساعت : ۰۰ : ۱۱
- |
- نظرات [ ۰ ]
- تاریخ : يكشنبه ۲۳ تیر ۹۸
- ساعت : ۲۳ : ۱۰
- |
- نظرات [ ۰ ]
دیروز بعد مدت ها دلم رفت که لایو سهیل رضایی رو ببینم. خیلی جالب بود. دقیقا داشتن راجع به دغدغه های من حرف می زدن
یه دختره اومده بود بالا که بعد چند سال کار کردن توی شرکت، به خاطر اینکه دیگه واقعا دلش نمی خواست اونجا کار کنه(اون کار براش رضایت درونی نداشت)، اومده بود بیرون و نمی دونست باید چه کار کنه و مونده بود که انتخابش درست بوده یا نه
یه پسره هم اومده بود بالا که شرایط مشابهی داشت و حسابی گیج شده بود چه راهی براش خوبه اما سنش کمتر بود.
سهیل رضایی یه جاییش یه حرف خیلی جالبی گفت. گفت توی سفر زندگی یه جستجوگر نمی دونه می خواد چه کار کنه یا می خواد چی بشه! اون فقط می دونه که این شرایط فعلی که الان توش هست براش مناسب نیست و نمی خواد توی این شرایط باشه. همه انتظار دارن که ما بدونیم می خوایم چی کار کنیم ولی تا جستجو نکرده باشیم چه طور می تونیم بفهمیم؟ همین که با تجربه بدونیم و بفهمیم یه کارها و شرایط هایی هست که نمی خوایم توشون باشیم، قدم خیلی مهمیه. این که جرات کنیم از شرایط امن بیرون بیایم و بگردیم خیلی مهمه و ما رو به جوابمون می رسونه.
یه چیز جالب دیگه ای هم گفت. این که استرس و چالش طبیعت زندگیه و موتور حرکت دهنده زندگی. اما ما می تونیم و می خوایم با استرس ها و چالش هایی دست و پنجه نرم کنیم که دلمون می خواد و دوستشون داریم. می گفت باید ببینید چالش ها و استرس های چه مسیری رو دوست دارید و می تونید باهاش کنار بیاید!
این نکته ها رو آدم خودشم می دونه و قبلا هم نوشتم راجبشون ولی شنیدنش از یه نفر مورداعتماد دیگه و تایید شدن اون فکر ها به آدم کمک می کنه
خوشحالم که این فکرم که تا از یه موقعیتی نیای بیرون نمی تونی به موقعیت بعدی برسی تایید شد!
چه خوب که این فکرم که : من نمی دونم دقیقا چی می خوام ولی نباید الان اینجا باشم، هم تایید شد!
همه چی امن و امانه برای آزاد کردن خودم
خودمی که اسیر خودم شده و آروم آروم داره آزاد می شه
می خوام به خودم یه محدودیت در آزادی بدم
مثلا یه ماه به خودم فرصت بدم تا به خودم ثابت کنم می تونم و توانایی ش رو دارم کارهایی که دوست دارم رو جدی انجام بدم و خلاق درونم رو آزاد کنم از اسارت
بعد از یه ماه می تونم تصمیم های بهتری بگیرم
+ افتادم روی دور پست گذاشتن! تخلیه خوبیه
+ آخ دوباره حافظه م دچار مشکل شده :/ چرا ... نمی دونم چرا حافظه م اینقدر راحت تحت تاثیر قرار می گیره
- تاریخ : شنبه ۲۲ تیر ۹۸
- ساعت : ۱۲ : ۱۹
- |
- نظرات [ ۰ ]
قدیم ها وقتی دپرس و غمگین می شدم می گفتم واسه دوری از جنگله
حالا دیگه مدتیه در این رابطه هم به درجه سر شدگی رسیدم
سر شدن چیز خوبی نیست فقط چاره ای نیست
حالا این جور جاها عکساشونم قشنگه و حال آدمو خوب می کنه
عکس ها دزدی از اینستاگرام است
- تاریخ : جمعه ۲۱ تیر ۹۸
- ساعت : ۲۰ : ۲۴
- |
- نظرات [ ۰ ]
نیازمندی ها!
چند روز سفر برای فاصله گرفتن از زندگی
تنها
× چی می تونه جایگزینش بشه ؟
× احساس می کنم کله م توی آبه و دارم با آبشش های جدیدم نفس می کشم
هوا هوا هوا
× ازونجا که نیازهای آدمی تمامی ندارد ... کلا بیخیال
× یکی جواب داد : سلسله مراتب که دارد!!!
× و دیگری جواب داد : بیخود !!
× آخرین نفر گفت : دست و پا نزن، جریان آب ما را می برد!
بپر ... این یه آبشاره
- تاریخ : جمعه ۲۱ تیر ۹۸
- ساعت : ۲۰ : ۰۳
- |
- نظرات [ ۰ ]
راز اینه!
آروم باش
تا جهانت آروم بشه
× شب شد ...
دیدین امروز بارون اومد!
+ وای مائده ... ماهی! تو با من چه کردی دختر
خوب بجنگی و خوب بیاری
+ چی داره این ۱۸ ساله بودن ها؟ چرا ۱۸ ساله ها یه حال خاصی ان؟
جدیدا دو عدد دختر ۱۸ ساله شناختم و تحت تاثیر قرار گرفتم ازشون
+ از اینکه نمی تونم جلوی درد و رنج رو بگیرم متاسفم
+ برخلاف دنده دیشبم ، امروز در دقایق اولیه باز شدن سامانه، رفتم انتخاب رشته مو توی دو دقیقه انجام دادم
دلم نیومد. شاید بشه تنها راهم. شاید رفتنم برا همه بهتر باشه. چه می دونم
حالا تا آزمون عملی و تا اعلام نتیجه
تا تنها و بهترین کس و کارم برام چی ببینه پشت پرده ها
تنها و بهترین هممون
مثل همیشه کمکمون کن گاد ... لرد ... پناه
- تاریخ : چهارشنبه ۱۹ تیر ۹۸
- ساعت : ۲۳ : ۴۴
- |
- نظرات [ ۰ ]
یه وقتایی چیزا اون جوری که ما می بینیم نیستن
زندگی پیچ تو پیچ تر و شگفت انگیز تر از این حرف هاست
از دیروز که رتبه مو دیدم دپرس شدم
چرا مجاز شدم؟ چرا رتبه ۴۲؟
خداوکیلی؟ خیلی هم رشته ای های خسته ای دارم که من با این درصدهای گل و بلبلم شدم ۴۲!!!!
از اینکه مهر بشه و قرار باشه برم دانشگاه تهوعم می گیره
شاید باورتون نشه ولی اینو فاااارغ از همه چی میگم فارغ از همه چی
می دونین چیه؟
از دیدن آدمایی که درحال انجام دادن کارهای بیهوده هستن عذاب می کشم
خصوصا که وضعیت رشته ما که به رکود رسیده توی ایران
هر کار اجتماعی توی ایران به رکود رسیده
رفتم واحدها رو دیدم!
همون درس ها دقیقا که قبلا خوندیم. حرف های تکراری تکراری تکراری
بعد قراره همه سر کلاس بگن اره فلان چی اینجور ولی توی ایران اونجوره
بعد من حالت تهوعم شدید بشه و دیگه بالا بیارم روی همه چی ...
راستش واقعا نمی تونم تصویر دیگه ای داشته باشم
خصوصا وقتی توی گروه کشوریشون هم بودم از همون سال اول دانشجوییم. امیدی ندارم آسمون جای دیگه برای رشته ما حال بهتری داشته باشه!!!
وگرنه این وضع جامعه مون نبود!
برم ارشد باید ۴ سال دیگه از عمرم پرپر بشه! چهار سال ... چهار سال اصلا کم نیست. حالا خیلی فرز باشی و پایان نامه رو جمعش کنی سه سال!!
بعد دوباره برگردی به صفررر
منطقی فکر کنیم!! ارشد برای من با این رشته م که نه میخوام شاغل و کارمند شم چه فایده ای داره؟؟ مگه میزارن کارایی که دوست داریم بکنیم؟ نه هیج وقت ... نه عمرا
من تلخم ... کامم تلخه ... واقعا تلخه ...
وگرنه واقعا رشته مو دوست دارم
اما چه فایده؟
خدایی بقیه چی فکر کردن؟ درس خوندن چه فایده داره؟
چیزی که دیروز دیدم ... آرزوی یک سال پیشم بود! ولی امروز برام اصلا دوست داشتنی نیست (البته قبلا هم بیشتر مزیت فرار و دوریش مدنظرم بود تا چیزای دیگه)
نه امروز ... خیلی وقته دیگه دوست داشتنی نیست
برم درس بخونم بشم آقای صاد؟ نه نه نمی خوام ممنون
به قول حافظ باجغلی، ما اگر می خواستیم واقعا کاری کنیم با کارشناسی نمی شد؟؟ می شد
من اون حرفشو هیچ وقت یادم نمیره با اینکه آنفالوش کردم چند وقته
بسه دیگه
دوره چیزی شدن تموم شده
بشم دکتر ... بشم خانم فلان... بشم مهندس ... بشم ... بسه بسه شدن چیزی شدن
نه
نه
نه
نه
نه
نه
نه
نه
نه
نه
نه می گم ...
من کلا نه می گم
حتی به از ایران رفتن!
من به پیشرفت جور دیگه ای نگاه می کنم
انکار نمی کنم مدرک تحصیلی امکان های جدیدی به آدم می ده ولی نداشتنش هم امکان های جدیدی به آدم می ده
.
.
فعلا رو این دنده م هستم
فعلا همینه که هس
کاش می شد درصد و رتبه مو می فروختم به این کلینیک دارهای رشته مون که مشتاق ارشد گرفتن هستن برای مزایا!!!!!
- تاریخ : سه شنبه ۱۸ تیر ۹۸
- ساعت : ۲۳ : ۲۹
- |
- نظرات [ ۱ ]
- تاریخ : پنجشنبه ۱۳ تیر ۹۸
- ساعت : ۱۹ : ۳۲
- |
- تاریخ : دوشنبه ۱۰ تیر ۹۸
- ساعت : ۲۱ : ۱۷
- |
- نظرات [ ۲ ]
- تاریخ : دوشنبه ۱۰ تیر ۹۸
- ساعت : ۲۱ : ۰۷
- |
- نظرات [ ۰ ]
که روی همه چیز می نشیند
همه چیز ...
بزرگ و کوچک!!
+دیالوگ فیلم.یاکوب
-
آبان ۱۴۰۴ ( ۶ )
-
مهر ۱۴۰۴ ( ۱۰ )
-
تیر ۱۴۰۱ ( ۳ )
-
ارديبهشت ۱۴۰۱ ( ۱ )
-
فروردين ۱۴۰۱ ( ۱ )
-
اسفند ۱۴۰۰ ( ۱ )
-
بهمن ۱۴۰۰ ( ۱ )
-
دی ۱۴۰۰ ( ۲ )
-
آذر ۱۴۰۰ ( ۲ )
-
آبان ۱۴۰۰ ( ۳ )
-
مهر ۱۴۰۰ ( ۳ )
-
شهریور ۱۴۰۰ ( ۱ )
-
مرداد ۱۴۰۰ ( ۳ )
-
تیر ۱۴۰۰ ( ۱ )
-
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۴ )
-
فروردين ۱۴۰۰ ( ۵ )
-
بهمن ۱۳۹۹ ( ۱ )
-
دی ۱۳۹۹ ( ۳ )
-
آبان ۱۳۹۹ ( ۱ )
-
مهر ۱۳۹۹ ( ۱ )
-
شهریور ۱۳۹۹ ( ۵ )
-
مرداد ۱۳۹۹ ( ۲ )
-
تیر ۱۳۹۹ ( ۱ )
-
خرداد ۱۳۹۹ ( ۱ )
-
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۴ )
-
فروردين ۱۳۹۹ ( ۲ )
-
اسفند ۱۳۹۸ ( ۴ )
-
بهمن ۱۳۹۸ ( ۵ )
-
دی ۱۳۹۸ ( ۱۰ )
-
آذر ۱۳۹۸ ( ۱۴ )
-
آبان ۱۳۹۸ ( ۲۰ )
-
مهر ۱۳۹۸ ( ۱۲ )
-
شهریور ۱۳۹۸ ( ۲۳ )
-
مرداد ۱۳۹۸ ( ۲۷ )
-
تیر ۱۳۹۸ ( ۱۶ )
-
خرداد ۱۳۹۸ ( ۱۰ )
-
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
-
فروردين ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
-
اسفند ۱۳۹۷ ( ۶ )
-
بهمن ۱۳۹۷ ( ۱۱ )
-
دی ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
-
آذر ۱۳۹۷ ( ۷ )
-
آبان ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
-
مهر ۱۳۹۷ ( ۱۸ )
-
شهریور ۱۳۹۷ ( ۳۱ )
-
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱۹ )
-
تیر ۱۳۹۷ ( ۴۲ )
-
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲۹ )
-
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۳۲ )
-
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۵ )
-
اسفند ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
-
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۴ )
-
دی ۱۳۹۶ ( ۱۴ )
-
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
-
آبان ۱۳۹۶ ( ۲۵ )
-
مهر ۱۳۹۶ ( ۲۴ )
-
شهریور ۱۳۹۶ ( ۲۸ )
-
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۷ )
-
تیر ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
-
خرداد ۱۳۹۶ ( ۲۴ )
-
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱ )

