- تاریخ : شنبه ۴ خرداد ۹۸
- ساعت : ۰۱ : ۱۲
- |
- نظرات [ ۰ ]
امروز روز عجیبیه برای من
این روزها پست های روح الله حجازی بدجوری هواییم می کنه
هوایی یه حس هایی ... هوایی نوشتن ... هوایی هوای آزاد و سفر کردن و کشف کردن و نترسیدن
امروز روز عجیبیه برای من
نشسته بودم ... دلم آشوب بود اما از اون آشوب ها که خودت باید بایستی پاش و هیچ کس دیگه ای توش نقش نداره
آهنگ عاشقانه و گلایه ای دلم نمیخواست... فرافکنی دلم نمی خواست ... دلم خودمو می خواست
پس zaz رو شنیدم ... خیلی اروم بود و من فرانسوی نمی فهمم ولی دوست دارم با صداش
بالاخره وقتش رسیده بود
وقت نوشتن برگ آخر محبوب ترین دفترچه زندگیم که همراه روزهای سختم بود و نوشتن توش شبیه نیایش و رازگویی خالص و پنهانی بود. لحظه هایی که جای دیگه ای بیان شدنی نبود. چه شادی چه غم چه هر حس خالص شده دیگه ای
از ۵ مرداد ۹۶ شروع شد و امروز ۳ خرداد ۹۸ تموم شد
کوچک و مربعی و خاکستری با برگ های کمی زرد! کاملا ایده آل و عاشق کننده
اصلا برای تموم کردن برگ هاش عجله نداشتم بلکه وسواس هم داشتم. و همیشه به نظرم میومد که روز تموم شدنش باید برای من روز خاصی باشه
خیلی کم پیش میاد که دلم واقعا برای اتفاقی بلرزه اما واقعا براش دلم لرزید
آخرین جمله هایی که نوشتم رو باهاتون شریک می شم :
... با این دفترچه من زندگیمو بغل کردم و لحاف چهل تیکه دوختم
لحظه های تنهایی که هیچ کجا جایش نبود رو ثبت کردم
همیشه تنهایی هست ... زنده باد تنهایی
... وقت دست از حسودی و افسوس و حسرت برداشتن
وقت راه رفتن و سفر کردن ... وقت سفره ...
× چه کلمه هایی
کلمه هایی که مدت ها ... سال ها بود از دهنم بیرون نیومده بود
× بار بندیم
× بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ...
× تپش قلب خیلی ارزنده س
خیلی
خیلی چیزا رو ادم می ده برای همین تپش قلب
مردگی درد بدی ست
ولی حتما بخشی از زندگیه
× قدیم ها که شروع می خواستیم کنیم یا سفر کنیم یا هر چی
بی مهابا می رفتیم. همه چیزو می گذاشتیم کنار و بی تدبیر و بی بار و توشه می رفتیم و وسط راه تلف می شدیم
حالا اما همه چی فرق کرده
عجله نداریم ... پیر شدیم یا پخته شدیم یا چی نمی دونم
صبر می کنیم غنیمت هامونو جمع می کنیم
بعد برمی گردیم صدا می زنیم ... کسی هست؟ چیزی مونده با خودمون ببریم؟
× حالا نوبت محمد معتمدی :
نمی پرسمت کجا می روی
سکوت می کنم تا مرا بشنوی
نمی گویمت ز پایان راه
چه دارم بگویم به جز یک نگاه
× عنوان : ترک نشانی _ آلبوم حالا که می روی
- تاریخ : جمعه ۳ خرداد ۹۸
- ساعت : ۱۵ : ۲۹
- |
- نظرات [ ۰ ]
آهنگ گوش می دم تا مغزم کار کنه ، آدامس می خورم که خوابم نبره تا این طرح پژوهشو بنویسم
و دارم به این فکر می کنم که واقعا مغزم بدون آهنگ گوش دادن کار نمی کنه؟
احتمالا برای کارهایی مجبور باشم انجام بدم یا وقتایی که خسته باشم ! نمی دونم امیدوارم این طور باشه
+ همه کارهای این ترمو گذاشتم برای هفته آخر. قشنگ لفتشون دادم تا برسم به هفته آخر
+ از این که احتمال زیادی وجود داره که بعد از این روزها و چند هفته ، دیگه پامو هیچ دانشگاهی نزارم ، حس مبهم خوبی دارم
- تاریخ : سه شنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۸
- ساعت : ۰۲ : ۴۲
- |
- نظرات [ ۱ ]
تسلیم نشو
فقط کافیه دوباره بچرخی به سمت نور
تو مرده بودی
زنده شدی
آفتاب در اومده بود که پلک هاتو باز کردی
فقط کافیه دوباره بچرخی به سمت نور
تا ببینی زنده شدی
چیزی نمونده تا بلند شی از خاک
چیزی نمونده دوباره راه بری
چیزی نمونده دوباره پرواز کنی
فقط کافیه دوباره بچرخی به سمت نور ...
× برای ما که مرده بودیم.
یه وقتایی آدما می می رن
خاک می شن
یه وقتایی هم دوباره زنده می شن
مثل خواب و بیداری
مثل جایی بین خواب و بیداری
× آدمای سردرگم
آدمای گمشده
آدمای بی خونه
آدمای جامونده
آدمای از قلم افتاده
آدمای سردرگم
آدمای ...
- تاریخ : پنجشنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۸
- ساعت : ۲۳ : ۴۳
- |
- نظرات [ ۰ ]
همه چیز به نور بستگی داره ... این که هر چیزی چه طور دیده بشه
× و با سندروم بی قراری پاهای با کفش توی پیاده رو ها چه کنیم
+ داشتم ashes سلین دیون گوش می دادم. حسشو دوس داشتم. معنیشم یادم نمیاد
- تاریخ : سه شنبه ۲۴ ارديبهشت ۹۸
- ساعت : ۲۲ : ۵۸
- |
- نظرات [ ۰ ]
دوست ندارم دیگه مانتوهای رسمی بپوشم و مقنعه سر کنم
دوست ندارم
دوست دارم رنگی باشم دقیقا شبیه اون زنی که توی رویاهای دختربچگیم بود
دوست دارم بخندم و کاری که دوست دارم انجام بدم
دوست دارم کار های قشنگم دیگرانو خوشحال کنه
دوست دارم ... دوست دارم
دوست دارم قلبم زنده باشه ... پیروز باشم
دوست دارم آسمونو ببینم
دوست دارم ستاره ها رو بشمرم
دوست دارم دور از هیاهو بقیه عمرمو زندگی کنم ...
+ البته نه اون رنگی رنگی شکل اینفلوئنسرهای خز و بی معنی اینستاگرام
- تاریخ : يكشنبه ۲۲ ارديبهشت ۹۸
- ساعت : ۲۲ : ۱۲
- |
- نظرات [ ۱ ]
خوش داشت آدمی را شیدا بیافریند
خوش داشت آدمی را ویلان کوه و صحرا
یا در شلوغی شهر تنها بیافریند
× آهنگ محمد معتمدی - آفرینش
- تاریخ : شنبه ۲۱ ارديبهشت ۹۸
- ساعت : ۲۲ : ۲۶
- |
- نظرات [ ۰ ]
اینم از آخرین روز کاری توی شرکت
سخت بود
دلم براتون تنگ میشه ❤🌼🌼
+ اووه چه روزایی گذشت این یه سال
خوب بد ... خنده غم استرس ... قهر آشتی ... دعوا و مهربونی ...
+ تصویری که از امروز داشتم این بود که خیلی در افق محو و شیک و خندون از در میام بیرون ولی کاملا برعکس شد و به سختی داشتم بغضمو قورت می دادم و از ریختن اشکام جلوگیری می کردم !!
+ ...
- تاریخ : پنجشنبه ۱۹ ارديبهشت ۹۸
- ساعت : ۱۸ : ۳۹
- |
- نظرات [ ۰ ]
- تاریخ : يكشنبه ۱۵ ارديبهشت ۹۸
- ساعت : ۰۰ : ۱۸
- |
- نظرات [ ۰ ]
که روی همه چیز می نشیند
همه چیز ...
بزرگ و کوچک!!
+دیالوگ فیلم.یاکوب
-
آبان ۱۴۰۴ ( ۶ )
-
مهر ۱۴۰۴ ( ۱۰ )
-
تیر ۱۴۰۱ ( ۳ )
-
ارديبهشت ۱۴۰۱ ( ۱ )
-
فروردين ۱۴۰۱ ( ۱ )
-
اسفند ۱۴۰۰ ( ۱ )
-
بهمن ۱۴۰۰ ( ۱ )
-
دی ۱۴۰۰ ( ۲ )
-
آذر ۱۴۰۰ ( ۲ )
-
آبان ۱۴۰۰ ( ۳ )
-
مهر ۱۴۰۰ ( ۳ )
-
شهریور ۱۴۰۰ ( ۱ )
-
مرداد ۱۴۰۰ ( ۳ )
-
تیر ۱۴۰۰ ( ۱ )
-
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۴ )
-
فروردين ۱۴۰۰ ( ۵ )
-
بهمن ۱۳۹۹ ( ۱ )
-
دی ۱۳۹۹ ( ۳ )
-
آبان ۱۳۹۹ ( ۱ )
-
مهر ۱۳۹۹ ( ۱ )
-
شهریور ۱۳۹۹ ( ۵ )
-
مرداد ۱۳۹۹ ( ۲ )
-
تیر ۱۳۹۹ ( ۱ )
-
خرداد ۱۳۹۹ ( ۱ )
-
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۴ )
-
فروردين ۱۳۹۹ ( ۲ )
-
اسفند ۱۳۹۸ ( ۴ )
-
بهمن ۱۳۹۸ ( ۵ )
-
دی ۱۳۹۸ ( ۱۰ )
-
آذر ۱۳۹۸ ( ۱۴ )
-
آبان ۱۳۹۸ ( ۲۰ )
-
مهر ۱۳۹۸ ( ۱۲ )
-
شهریور ۱۳۹۸ ( ۲۳ )
-
مرداد ۱۳۹۸ ( ۲۷ )
-
تیر ۱۳۹۸ ( ۱۶ )
-
خرداد ۱۳۹۸ ( ۱۰ )
-
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
-
فروردين ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
-
اسفند ۱۳۹۷ ( ۶ )
-
بهمن ۱۳۹۷ ( ۱۱ )
-
دی ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
-
آذر ۱۳۹۷ ( ۷ )
-
آبان ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
-
مهر ۱۳۹۷ ( ۱۸ )
-
شهریور ۱۳۹۷ ( ۳۱ )
-
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱۹ )
-
تیر ۱۳۹۷ ( ۴۲ )
-
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲۹ )
-
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۳۲ )
-
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۵ )
-
اسفند ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
-
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۴ )
-
دی ۱۳۹۶ ( ۱۴ )
-
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
-
آبان ۱۳۹۶ ( ۲۵ )
-
مهر ۱۳۹۶ ( ۲۴ )
-
شهریور ۱۳۹۶ ( ۲۸ )
-
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۷ )
-
تیر ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
-
خرداد ۱۳۹۶ ( ۲۴ )
-
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱ )