...dust of time...

نوارمغزی های یک ذهن خسته

...dust of time...

نوارمغزی های یک ذهن خسته

...dust    of     time...

به افتخار غبار زمان ...
که روی همه چیز می نشیند
همه چیز ...
بزرگ و کوچک!!

+دیالوگ فیلم.یاکوب

آخرین مطالب

از سیاهی چرا هراسیدن

دوشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۰۱:۰۶ ق.ظ

به لحظه ها فکر می کنم

به همه لحظه هایی که بعد از گذشتنشون جوری دود میشن میرن هوا که انگار نبودن 

.

.

شبیه غرق شدن 

اما تدریجی 

و دلپذیر

.

.

به پاره شدن رشته ها 

به این تنهایی فکر می کنم

.

.

به چشم هایی که مویرگ هاش قرمز شده 

به لب هایی که از بی لبخندی نمی ترسه 

به ...

.

.

به آدمی که نگاه می کنه 

.

.

به اونی که هنوز ضعیفه و چشم هاش خیس میشه 

به اونی که پلک هاش رو می بنده 

.

.

به قلبی که زنده س و مغزی که مرده 

.

.

شبیه یه جسم سنگین توی فضای پوچ

.

.

رنگی میشه ... رنگی میشه

و توی چشم هاش یه نقطه س که تازه کشفشون کرده 

.

.

خاموشی و

صدایی که می گه بزار این آب بیاد بالا و تمام وجودتو بگیره 



+ از سیاهی چرا هراسیدن ... شب پر از دانه های الماس است 

۹۷/۰۹/۲۶ موافقین ۰ مخالفین ۰
شیرین ***

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی